
(وعدههای پوشالی) بعد چل سال میکشم فریاد تا ز سینه ، نفس کنم آزاد اَسفا ، آوخا که امروزہ... رفته آن شورِ انقلاب از یاد آرمان امام و خون شهید... از چه پامال گشته و بر باد؟ کیست مسؤول این قصور عظیم؟ کیست مسؤولِ این همه بیداد؟ چه شد آن نغمههای استقلال چه شد آن همدلی مادرزاد؟ چه شد آن وعدههای پوشالی از که باید کنیم استمداد؟! فقر و فسق و فجور و بیکاری هر کجا بنگری شدهست زیاد هر که بینی ز محضِ ناچاری با تحسّر ز شَه نماید یاد گشته ویرانه کشور ایران از تباهی که کردهای ایجاد انقلابی دوبارہ باید کرد تا که ایرانِ ما شود آباد لحظهای کن درنگ، شیخ شهیر که نپویی تو راهِ استبداد گوییا خصم خلق ایرانی! خلق گردیدہ صید و تو صیاد سرنگونی بوَد تو را که چنین میروی راهِ شاهِ بی بنیاد خلقی آزرده شد ز «...
ادامه مطلب
(خرگاهِ پوشالی) در مجازی هرکه گویا میشودیکشبه استادِ والا میشود شعرهای شاعران را با کپی...مالِ خود فرموده گویا میشود گرچه باشد پشّهای خرد از غروردر خیال خویش عنقا میشود میزند پر در هوای خودسریاز جهالت عرش پیما میشود خیز میگیرد ز موهومات خودگاه ، پایین ، گاه ، بالا میشود میکند تقلید و از ناشاعری...بیخرد ، استاد فتوا میشود تا که در نزد ادیبان گروه...مشتهای پوج او وا میشود بشکن...
ادامه مطلب