خرید بک لینک

(اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا أَبَا الْفَضْلِ الْعَبّاسَ)

(علمدار حسین)

لبت از فرط عطش خشک و گدازنده شده ست
آب در علقمه ، در نزد تو شرمنده شده ست

گرچه رام تو شده تشنگی از عشق ، ولی...
دشمن سنگدل از شرم سرافکنده شده ست

ادب و مهر ، به تو درس وفاداری داد
نامت از معرفت توست که پاینده شده ست

مَشک بر دوش کشیدی و تو را تیر زدند
آه!... دستان تو در دشت پراکنده شده ست

دید تا پیکر صد چاک تو را چشم فلک :
زخمها بر تن گلگون تو آکنده شده ست ـ

ناله برخاست ز شش جانب هستی ، از غم
که گمان، پایهی افلاک و زمین کنده شده ست

تا که خونت به زمین ریخت معطر شد دشت
عِطر جانبخش تو اینگونه فزاینده شده ست

یا اباالفضل ، فروغ و قمر هاشمیان!
که سماوات ز انوار تو تابنده شده ست ـ

اسوهی مهر و وفایی و علمدار حسین (ع)
که شهنشاه شهیدان به تو بالنده شده ست

کربلا مسلخ هفتاد و دو دلدار چو گشت
دین اسلام ز خون شهدا زنده شده ست

مکتب کرب و بلا ، مکتب انسانسازی ست
عشق و ایثار و وفا مکتب سازنده شده ست

گفت (ساقی) غزلی پیرو "پروانه" که گفت :
"خاک این بادیه از برگ گل آکنده شده ست"

سید محمدرضا شمس (ساقی)
1402/05/13

برچسب: نویسنده: رادین احمدی تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1403 ساعت: 15:44

صفحه بندی