خرید بک لینک

«منزلت»

ایکه فکر مَنزلت را در سَرت می‌پَروی
تشنه‌ی نام و نشانی تا نمایی سَروری
گر تمام کهکشان‌‌ها را به تسخیر آوری
در نگاهِ اهل استغنا ، ز ذرّه کمتری

ایکه فکر مَنزلت را در سَرت می‌پروی

مَنزلت در عِلم و حِلم و راستی حاصل شود
غیر ازین کوشی اگر، عمرت همه زایل شود

اعتبار آدمی بر خصلت و خوی نکوست
دوستی با آدم بَدخوی، چون سنگ و سبوست
ظاهراً هرچند باشد دوست، در باطن عدوست
چون ندارد اعتباری، فکر کسب آبروست

این‌چنین شخصی یقیناً موجب رنجش بوَد
چون اسیر نفس دون و بنده‌ی خواهش بوَد

آن کسی که بنده‌ی نفس‌است؛ بی‌‌شکّ و گمان
نفس سرکش می‌کشد او را به سویش توامان
هست اگرچه سینه چاک و تشنه‌ی نام و نشان
چون اسیر نفس دون گردیده: می‌بیند زیان

آدمی که همّ و غمّش خودنمایی می‌شود
غافل از اندیشه و لطف خدایی می‌شود

چون جدا می‌گردد از اندیشه و لطف خدا
کی؟ تواند دم زند از مَردی و صدق و صفا
تا که دل بسته‌است بر دنیای بی قدر و بها
می‌زند پیوسته در مُرداب غفلت، دست و پا

نیست لایق تا که از عشق و مَحبت دم زند
بلکه لایق نیست تا دم، از بنی آدم زند

آن پلیدی که نباشد در سرش غیر از هوس
غیر شیطان با کسی هرگز نگردد هم‌نفس
چون ندارد تابِ پروازِ عقابان را مگس
در تمام عمر گردد همنشین خار و خس

آب می‌گردد که جوید چاله‌ای درخورد خویش
چون ندارد جایگاهی غیر چاه و چاله بیش

هیچ کس با جعل عنوان، عالم و فاضل نشد
بی مشقت هیچ سودی در جهان حاصل نشد
هیچ عمری با صداقت پیشگی، زایل نشد
بی‌صداقت هیچکس بر مقصدش نایل نشد

با صداقت می‌توان تا قلّه‌ی اقبال رفت
می‌شود تا آسمان، حتیٰ بدون بال رفت

(ساقیا) دوری کن از خیل ریاکار و دغل
کن رها خود را ز بند فرقه‌ی مکر و حیل
نیش زنبوران نمی‌ارزد به کندوی عسل
این مربع هم به خاتمه گشت در بحر رَمَل

طبع خود زایل مکن در وصف این نابخردان
چون ندارد حاصلی در زندگانی، جز زیان .

سید محمدرضا شمس (ساقی)
1403/06/21

برچسب: نویسنده: رادین احمدی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 0:42

صفحه بندی