(ربـــا)
روزگاری مردمان رو به راهی داشتیم
بر فرامین خداوندی نگاهی داشتیم
اندک اندک دور گشتیم از فرامینِ اِله
نیست فرقی دیگر امروزه میان راه و چاه
ظاهراً جمله مسلمانیم و دَم از حق زنیم
باطناً از نفس شیطانی، دمِ مطلق زنیم
با حرام زندگانی ، خو گرفتیم ای خدا !
از حلالت اندک اندک رو گرفتیم ای خدا
رزقمان آلوده گشته با ربا و با نزول
مِهر تابان مسلمانی ما ، کرده افول
گر نگفتی در کلام الله از قبح ربا؟...
نیستیم اما به احکام الهی ، آشنا
بانکها پیوسته ترویج رباخواری کنند
این مسلمانپیشگان، ابلیس را یاری کنند
پایهٔ ایمان ، تزلزل یافت از مالِ حرام
کشور اسلام شد ویرانه از فسقِ مدام
این سکوت اولیای دین و مذهب بیگمان
میفزاید بر چنین ترویجِ بی دینیِ مان
کشور اسلامی ایران و جنگِ با خدا ؟
پس چه فرقی هست بین شیعیان با اشقیا
نصّ قرآن است آنکس که رباخواری کند
گویی اندر کعبه با مادر ، زناکاری کند
نه به یکبار این عمل باشد که بل هفتاد بار
کرده با مادر (زنا) ، آگاه باش ای هوشیار
گر سپرده میگذاری اینزمان در بانکها
بیگمان ، هستی شریکِ دشمنانِ با خدا
نیست فرقی آنکه میگیرد ربا ، یا میدهد
توأمانست این کبیره چون خدا بنموده رَد
پس به خود آی ای مسلمان و دمی اندیشه کن!
شعر (ساقی) را به گوش آویزه تا همّیشه کن!
سید محمدرضا شمس (ساقی)
https://telegram.me/shamssaghi
برچسب:
نویسنده: رادین احمدی