خرید بک لینک

(وعدههای 1)


بعد چل سال میکشم فریاد

تا ز سینه ، نفس کنم آزاد


اَسفا ، آوخا که امروزہ...

رفته آن شورِ انقلاب از یاد


آرمان امام و خون شهید...

از چه پامال گشته و بر باد؟


کیست مسؤول این قصور عظیم؟

کیست مسؤولِ این همه بیداد؟


چه شد آن نغمههای استقلال

چه شد آن همدلی مادرزاد؟


چه شد آن وعدههای پوشالی

از که باید کنیم استمداد؟!


فقر و فسق و فجور و بیکاری

هر کجا بنگری شدهست زیاد


هر که بینی ز محضِ ناچاری

با تحسّر ز شَه نماید یاد


گشته ویرانه کشور ایران

از تباهی که کردهای ایجاد


انقلابی دوبارہ باید کرد

تا که ایرانِ ما شود آباد


لحظهای کن درنگ، شیخ شهیر

که نپویی تو راهِ استبداد


گوییا خصم خلق ایرانی!

خلق گردیدہ صید و تو صیاد


سرنگونی بوَد تو را که چنین

میروی راهِ شاهِ بی بنیاد


خلقی آزرده شد ز «تدبیرت»

طاقت ملت از توان افتاد


که بگوش آید این زمان ای شیخ

مرگ! بر دولتی که اینسان باد


بشِنو پند (ساقی) از سر صدق

تا نرفتهست دولتت بر باد


سید محمدرضا شمس (ساقی)

https://telegram.me/shamssaghi


برچسبها: شمس ساقی, ساغر خیال
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶ساعت 0:11 توسط سید محمّدرضا شمس (ساقی) |

برچسب: نویسنده: رادین احمدی تاريخ: دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 23:32

صفحه بندی