(اسطورهٔ عشق)
سخنهایش همه پند است دلجو
مرامش ، بي همانند است دلجو
غزلهایش همه شیوا و شیرین
نبات و پشمک و قند است دلجو
غزل پردازِ مضمون آفرین است
به لوح دل سجاوند است دلجو
فروتن ، گر چه باشد از تواضع
به سَطوت چون دماوند است دلجو
ز نسل خواجه و سعدیست الحق
اگر چه اهل میمند است دلجو
نجیب و باقار و مهربان است
گلستاني ز لبخند است دلجو
ندارد باکي از دشمن که بيشک
قلم ، دستش پدافند است دلجو
بُوَد مرد عَمل ، در علم و گفتار
به قول خویش پابند است دلجو
بُوَد اسطوره ی عشق و محبت
عطوفت را خداوند است دلجو
دلش دریا و طبعش رودِ جاری
گدایش سَدّ سیوند است دلجو
بری از فتنه و از انفصال است
همیشه اهل پیوند است دلجو
دهم (قم) را به (شیراز) جمالش
که لایق ، بر سمرقند است دلجو
نگاهِ بَد ، بُوَد دور از وجودش...
سزای عود و اسپند است دلجو
چه گویي (ساقي) شوریده احوال
بدون شک ، هنرمند است دلجو
قم: سید محمدرضا شمس (ساقی)
1394
https://telegram.me/shamssaghi
برچسب:
نویسنده: رادین احمدی