خرید بک لینک

(تپش 1ها)

1 ها از تپش ثانیه ها میمیرند
چون حبابی که شود محو هوا میمیرند

این جهان گذران را ـ بگذاریم و رویم
باش هشیار که هم شاه و گدا میمیرند

چرخ گردنده نگردد به مراد همگان
عدهای غمزده ، جمعی به رضا میمیرند

با خرافات عجین گر شود افکار بشر
غرق در غفلت و بی راهنما میمیرند

اهل تقوا چو به تسلیم و رضا خو کردند
راضی از قسمت و با شوق خدا میمیرند

نیست فرقی که چه داری و که هستی که همه
مال و القاب ز تن گشته جدا ، میمیرند

آنکه دل بست به دنیا نبرد صرفه از آن
چون اجل آید ، بیچون و چرا میمیرند

آب هرچند بوَد مایهی سرشار حیات
ماهیان در دل دریا ، به شنا میمیرند

باش آگاه که غافل نشوی از دل خلق
غافلان ، در سفر ِ راه خطا میمیرند

آن جماعت که ندارند به دل رأفت و مهر
دست ِ خالی ز جهان ، غرق فنا میمیرند

مرگ دارا ، بکند گوش فلک را ، کر اگر
مفلسان گوشهی عزلت بهخفا میمیرند

فرق این است فقط بین غنی و ناچار
جمعی آماده و جمعی به اِبا میمیرند

خرم آنان که سبکبال ، از این دار فنا
پرگشایند و چو مرغان هوا ، میمیرند

چونکه فانی نشود نام نکویان به جهان
با سرافرازی و در اوج بقا میمیرند

(ساقی) از کف ندهی عمر گران را بهخطا
لحظه ها از تپش ثانیه ها میمیرند .

سید محمدرضا شمس (ساقی)

برچسب: نویسنده: رادین احمدی تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1402 ساعت: 19:42

صفحه بندی