«شافعِ جنت »
قم ، اگر شد عشّ آل مصطفی و اُمتش
از وجود حضرت معصومه باشد علتش
نورِ چشم اهلِ قم از حضرتِ معصومه است
چشمۀ خورشید چون شمعیست نزدِ طلعتش
دختر موسی بن جعفر، خواهر سلطان توس
کز شرف، شد سجدهگاه اهل عرفان تربتش
معدن علم و فقاهت بود و کنز معرفت
عالمان ماتند و در حیرت ز اوج حشمتش
اسوهٔ عِصمت بُوَد بر جُمله نِسوان جهان
زآن سبب معصومه میباشد ز فرط عصمتش
روز دختر شد قرین با زادروز پاک او...
تهنیت گویم که میبالد خدا بر فطرتش
هرکه با صدق و صفا بوسد ضریحِ اَنورش
کِی تواند چشم پوشد از حریمِ رحمتش ؟
گر نبوسد کس ضریح دلنواز و کوی او...
تا همیشه میکشد آه از دل پر حسرتش
بارگاهش میزند طعنه به فردوس برین
کز بزرگی و شرف این رتبه دارد ساحتش
درگه حاجات خلق است و کند حاجت روا
هرچه میخواهی بخواه از درگه ذیرفعتش
خلوتی پیدا کن و خود را ز غمها وا رهان
بند مشکلهای خود بگشای، در آن خلوتش
شافع جنّت بُوَد بر شیعیان ، در روز حشر
حقتعالیٰ امر فرمودهست و داده رخصتش
طبع من قاصر بُوَد در مِدحَت آن نازنین
بلکه صدها همچو من عاجز بود در مِدحتش
هست الحق (ساقیِ) درماندگانِ کویِ عشق
تلخ کامان را بنوشاند ، ز جام شوکتش
سید محمدرضا شمس (ساقی)
https://telegram.me/shamssaghi
برچسب: شافع,
نویسنده: رادین احمدی