خرید بک لینک

(هوس)

از عشق دم 1 و 1 در هوس 1
پیری رسید و عمر گران ، در هوس گذشت

افسوس! شد تباه ، همه ـ روزگارمان
از نوبهار تا به خزان در هوس گذشت

روحی نمانده است به پیکر چو مردگان
درد و دریغ و آه! که جان در هوس گذشت

هر روز ، در هوس سپری گشت تا غروب
هر شام تا به وقت اذان در هوس گذشت

مقصود ، از عبادت_مان بود چون بهشت
یعنی به شوق باغ جِنان در هوس گذشت

آیا چهسان توان که از این عمر ، دم زنیم
وقتی که در نهان و عیان در هوس گذشت

در هر نفس گذشت چو این عمر ، بی هدف
با آهِ سینه سوز و فغان در هوس گذشت

جانی نمانده است در این جسم دردمند
زیرا روان و تاب و توان در هوس گذشت

گفتم حقایقی که به غفلت_سرای عمر
در راه خیر و شر همه_شان در هوس گذشت

سرو چمان کمان شد و حاصل نداد؛ چون
تیری که بُگذرد ز کمان ، در هوس گذشت

پیرانه_سر ، رسید و به ظلمت ، نشستهایم
چون زندگی و بخت جوان در هوس گذشت

(ساقی) چه سود شِکوه از این عمر بی ثمر
وقتی که عمرمان به جهان در هوس گذشت.

سید محمدرضا شمس (ساقی)

برچسب: نویسنده: رادین احمدی تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1402 ساعت: 12:53

صفحه بندی