خرید بک لینک

(1)

کن از نوکیسگان 1 که سر در 1 خویشاند
ز بیم خواهشِ درماندهی نانی ، به تشویشاند

زبانباز و دغلکار و تهی از اُلفت و مِهرند
سراپا چون ستونِ سُستِ سَقفِ سازهی خویشاند

اگرچه در خیال خویش، خود را شاه میبینند
ولیکن چون گدا در چشم استغنای درویشاند

ز شوق و شهوتِ شهرت، به هر محفل شتابانند
اگر چه بر شکوه و شأن آن محفل ، نیندیشاند

ندارد حاصلی مِهر و وفا ، با این قماشی که :
بهکام خویشتن نوش و بهکام خلق چون نیشاند

به هنگام تناول آنچنان بیخود شوند از خود
که پنداری به تنهایی ، نظیر گلّهی میشاند

به غیر از بذر خِفّت را ، نمیکارند در عالم
خسیسانی که حتیٰ مالک صد پهنه آییشاند ۱

امانتدار اموالاند و سرخوش از متاع پوچ
عقب افتادگاناند و گمان دارند در پیشاند

نمیگیرند دستی را ، ز خوی خِسّت و خواری
به دور از رأفت و جود و سخا هستند و بدکیشاند

عبث هرگز مکن عمر گرانت را تلف (ساقی)
به پای نارفیقانی که : مکّار و بداندیشاند .

سید محمدرضا شمس (ساقی)
1402/11/20

۱ـ مزرعه ـ کشتزار

برچسب: نویسنده: رادین احمدی تاريخ: چهارشنبه 2 اسفند 1402 ساعت: 14:26

صفحه بندی